تبليغاتX
هیچ کس تنهاییم را حس نکرد حتی تو
عشق

بی تـو مهتاب شبـی از آن کوچه گذشتـم

همـه تـن چشـم شـدم  خیـره به دنبـال تـو گشتـم

شـوق دیدار تـو لبریـز شـد از جـام وجـودم

شـدم آن عاشـق دیوانـه کـه بــودم

 

  

  

دوستـی یک اتـفاق

اما جـدایی رسـم طبیعتـه

طبیعت زیباست نه به زیبایی حقیقـت

حقیقت تلخ نـه بـه تلخـی جــدایــی

جـــدایــی سختـــه نــه

به سختی تنهایی

 

تملک جسـم کاری سهل و آسـان است

دشـوار بر گرفتـن بکارت روح است و

به تملک در آوردن آن و ایـن است

همان رمـزی که شایـد بیشتر مردمان در نیافتـه اند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 11:56  توسط ابراهیم | 
 

ساناز

 اين كلمه را از حفظ نمی گويم ، اين كلمه مقدس را از ته دلم می گويم .آری از ته دلم با صدای  آهسته می گويم كه دوستت دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 12:6  توسط ابراهیم | 
 

شبهای بی ستاره


+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 11:55  توسط ابراهیم |