![]() |
![]() |
|
| عشق |
نازنین هر شب به امید ارزوی وصالت به خواب شیرین عشق فرو میروم شاید
![]()
ته یک تنهایی ته یک جاده ی ممنوعه ی سرد مردی از جنس غرور مردی از خاطره ی بی همدرد دور تا دور خودش آینه می گرداند آن طرفــــــتر زنی از نیمه ی ماه زنی از خاطره ی تلخ گناه به تن زخمی خود می خندد و به خود می گوید: "چه کسی زخم ترین زخم مرا می بندد؟"
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 10:57 توسط ابراهیم |
|
می فشانی اشک حسرت در غم عهد شکسته دیگر از گریه چه حاصل بین ما دریا نشسته آ آ آ آ ه . . . بین ما دریا نشسته
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 16:37 توسط ابراهیم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|